السلام علیک یا جبل الصبر-یا زینب کبری(س)![]()
هشت سال از شروع حیات آسمانی و عروج شهادت گونه زائرین حرم ملکوتی عمه سادات(س)،بسیجی گمنام و مخلص حاج عباس رشیدی و همسر مکرمه اش معلمه ی قرآن کریم فاطمه مهرشریف(همشیره سردار رشید اسلام شهید محمد تقی مهرشریف)می گذرد.
حاج عباس،گویا همین دیروز بود که چهره مهربانت که از درد و غم محبوسین و مدد جویان و مسئولیتهای خطیر بر دوشت،شکسته و خسته نشان می داد،به همراه قلب رئوفت که به عشق اطاعت از ولایت،خدمت به محرومین بی کس می تپید را برای همیشه به بالین خاک سپردیم.تو با هزاران نذر و نیاز و توسل بر درگاه سیدالشهدا و علمدارش متولد شدی و در هنگام ولادت نفس در سینه نداشتی و باز،با مدد گرفتن از باب الحوائج(ع) به شیون آمدی و نام دلربای او در ادای نذر بر تو نوشته شد و چه زیبا این امانت در راه زیارت این خاندان مطهر به دست مولایش رسید چه قدر تکان دهنده،شهید والا مقام حاج حمید باکری احوال زمانه ی بعد از جنگ را برای بسیجیها و رزمندگان تصویر کرده بود و تو که به رجاء خود در جبه ها نرسیدی،باید به گروه سوم می پیوستی و بعد از کریمی ها،قلی پورها و ... مردانه و سرافرازانه(من المومنین الرجال صدقوا ما عاهدوالله علیه...)را به خود نهیب می زدی و یک لحظه از عهد خود با شهداء و امام شهداء غافل نشدی و مشغول بازی دنیا هرگز... ما هر دم ،تو و همسر همیشه یار و یاورت را مانند مرغانی در قفس که امید رهیدن دارند می دیدیم و جهاد اکبر را انشاءالله ،مرضیه حق به منزل رساندید و دعا کنید که گرمای حدیث عشقی که به ما آموختید وجودمان را حیاتی کربلایی بخشد.





















































لیست کل یادداشت های این وبلاگ
